السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
479
تفسير الميزان ( فارسي )
علاوه بر اينكه اين تحويل قبله باعث تقدم مسلمانان ، و دين اسلام مىشود چون توجه تمامى امت را يك جا جمع مىكند ، و همه در مراسم دينى به يك نقطه رو مىكنند ، و اين تمركز همه توجهات به يك سو ، ايشان را از تفرق نجات ميدهد هم تفرق وجوهشان در ظاهر ، و هم تفرق كلمه شان در باطن ، و مسلما قبله شان كعبه تاثيرى بيشتر و قوىتر دارد ، تا ساير احكام اسلام ، از قبيل طهارت و دعا ، و امثال آن ، و يهود و مشركين عرب را سخت نگران مىسازد ، مخصوصا يهود را كه به شهادت داستانهايى كه از ايشان در قرآن آمده ، مردمى هستند كه از همه عالم طبيعت جز براى محسوسات اصالتى قائل نيستند ، و براى غير حس كمترين وقعى نمىگذارند مردمى هستند كه از احكام خدا آنچه مربوط به معنويات است ، بدون چون و چرا مىپذيرند ، ولى اگر حكمى در باره امرى صورى و محسوس از ناحيه پروردگارشان بيايد ، مانند قتال و هجرت و سجده و خضوع و امثال آن ، زير بارش نمىروند ، و در مقابلش به شديدترين وجهى مقاومت ميكنند . و سخن كوتاه اينكه خداى تعالى هم خبر داد كه به زودى يهود بر مسئله تحويل قبله اعتراض خواهند كرد ، لذا به رسول خدا ( ص ) تعليم كرد : كه چگونه اعتراضشان را پاسخ گويد ، كه ديگر اعتراض نكنند . اما اعتراض آنان اين بود كه خداى تعالى از قديم الايام بيت المقدس را براى انبياء گذشته اش قبله قرار داده بود ، تحويل آن قبله بسوى كعبه كه شرافت آن خانه را ندارد چه وجهى دارد ؟ . اگر اين كار به امر خدا است ، كه خود ، بيت المقدس را قبله كرده بود ، چگونه خودش حكم خود را نقض مىكند ؟ و حكم شرعى خود را نسخ مينمايد ؟ ( و يهود بطور كلى نسخ را قبول نداشت ، كه بيانش در آيه نسخ گذشت ) . و اگر به امر خدا نيست ، پس خود پيامبر اسلام از صراط مستقيم منحرف ، و از هدايت خدا بسوى ضلالت گرائيده است ، گو اينكه خداى تعالى اين اعتراض را در كلام مجيدش نياورده ، لكن از جوابى كه داده معلوم مىشود كه اعتراض چه بوده است . و اما پاسخ آن اين است كه قبله قرار گرفتن ، خانه اى از خانه ها چون كعبه ، و يا بنائى از بناها چون بيت المقدس ، و يا سنگى از سنگها چون حجر الاسود ، كه جزء كعبه است ، از اين جهت نيست كه خود اين اجسام بر خلاف تمامى اجسام اقتضاى قبله شدن را دارد ، تا تجاوز از آن ، و نپذيرفتن اقتضاى ذاتى آنها محال باشد ، و در نتيجه ممكن نباشد كه حكم قبله بودن بيت المقدس دگرگون شود و يا لغو گردد . بلكه تمامى اجسام و بناها و جميع جهات از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و بالا و پائين در نداشتن اقتضاى هيچ حكمى از احكام برابرند ، چون همه ملك خدا هستند ، هر حكمى كه